تبليغاتX
پیری مانع از عشق نیست


خاتون عشق

 

 

 

در غروب آرزوها ، نغمه محزون عشق

می نوازد تار خود با زخمه افسون عشق

آتش دل شعله می گیرد زبانگ ناله اش

شاعری باخویش گوید قصه محزون عشق

در افق خورشید سربرشاخه دل می نهد

بازشبگرد غم دل می شود مجنون عشق

ساکنان شهر شب مبهوت از آواز وی

مرغ وماهی تا سحردیوانه ومفتون عشق

در غروب آرزوها یا به هنگام  وداع

تنگ درآغوش می گیرد نگار، خاتوت عشق

 

نوشته شده در 85/05/21ساعت 5:22 بعد از ظهر توسط احمد تواب وهاب |


درباره وبلاگ


خداوندا!
سالهاست که در جستجوی گمشده ی خویش وادی به وادی سرگردانم ولی غافل ازینکه وی در نزدیکترین است.
معبود من تویی و ترا می پرستمت



نويسندگان

احمد تواب وهاب



جستوجو گر




آرشيو موضوعات وبلاگ


لينك دوستان


.::<-اگه خوندي و لذت بردي نظر هم بده عزيزم->::.

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

© Copyright 2005, All Rights Reserved kiyansoft

  جستجو براي:       پيشرفته
ترجيحات